فرهنگ واژه ها :

عامل.نماینده / agent

قطعه اي از فرم افزار که معمولا" سرويسي را به طور خودکار و آرام به يک فرد ارائه مي دهد مثلا" ممکن است چنين قطعهاي برروي کامپيوتر سرويس گيرنده اجرا شود تا نياز هاي آن را به کامپيوتر سرويس دهنده اعلام کند